خرید بک لینک

تو کلاسمون دختری بود که خیلی شر بود و توی کلاس ها تیکه می انداختو همه ما از خنده ریسه می رفتیم.

یکی از کلاس هامون با استادی بود که خیلی سختگیر و اخمو بود و حتی همون دختر هم جرات تیکه انداختن نداشت.

همون استاد یک بار قفسی سر کلاس آورده بود و روزي بود كه اون دختر یک کنفرانس ۵دقیقه ای ارائه داد.
بعد استاد گفت به من بگو این چه پرنده اييه؟

قفس با پارچه ای پوشانده شده بود و فقط پاهای حیوون دیده می شد.این دوست ما جواب داد من نمی تونم بگم چيه، باید جاهای دیگه ای از بدنشو ببینم.


استاد اخم کرد و گفت: نه خیر از همین پاهاش باید بفهمی چه حیوونیه
.
دانشجو گفت : نمی دونم و رفت نشست.

استاد پرسید ببخشید خانم اسم شما چیه؟


اون هم بلند شد و پاچه های شلوارشو کشید بالا و گفت خودتون ببینید اسمم چیه !!!

برچسب: نویسنده: سید علیرضا سیدیان تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 21:07

صفحه بندی